نلیسا


ورود هر گونه آشنا ممنوع⚠

ناراحتم:(

+یه ماهه بهش میگم کابینت سفارش بده که بسازن،یه ماهه داره حرف منو پشت گوش میندازه و میگه تو بلد نیستی کابینت آماده هست.حالا امروز میگه حق با تو بود،یه هفته طول میکشه تا بسازن.کابینت آماده گرونه.میگه اثاث رو بیاریم،دوشنبه کابینت آماده میشه. حق داشتم اگه سرش داد زدم،به درک که ۷۰۰هزار تومن ضرر میکنه،حقشه. انقدر اعصابم رو خورد کرد که وسط خیابون بغض کردم،خودمو سریع رسوندم به گوشه ی امن اتاقم و گذاشتم اشکام جاری بشن. 
+بهش گفتم بعد از اثاث کشی،تا یک ماه نه جایی میام نه مهمون به خونه راه میدم.از درسام عقب موندم میخوام درس بخونم. فداسرم که ناراحت میشن.به عموتم بگو کشیک نده ببینه ما کی اثاث کشی میکنیم که با زن و بچش،بیاد خونمون. 
+خسته شدم از این همه آوارگی... 
+غصه ی درسام دیوونم کرده،وقت نمیکنم درس بخونم انقدر که کارام زیاده. ای خدا...۱۱روز از مهر رفت،من همش ۱۲ساعت درس خوندم.
نلیسا 🌠🌟 ۰
‏دنیای بی آرزو،
دنیای خوف انگیزی است،
و انسانِ بی آرمان، انسانی حقیر،
بسیار حقیر، و بسیار حقیر...

👤 نادر ابراهیمی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان