نلیسا


ورود هر گونه آشنا ممنوع⚠

من همان دختر دیروزم

دلم برای دخترانه های وجودم تنگ شده
 برای شیطنت های بی وقفه، 
بیخیالی های هر روزه، 
ناز و کرشمه های من و آینه خنده های بلند و بی دلیل،
 برای آن احساسات مهار نشدنی، 
حالا اما،
 دخترک حساس و نازک نارنجی درونم چه بی هوا این همه بزرگ شده! 
چه قدی کشیده طاقتم ! 
ضرباهنگ قلبم چه آرام و منطقی میزند ! 
چه شیشه ای بودم روزی، حالا اما به سخت شدن هم رضا نمیدهم !
 به سنگ شدن می اندیشم، ا
ینگونه اطمینانش بیشتر است ! 
جای بستنی یخی های دوران کودکی ام را قهوه های تلخ و پر سکوت امروز گرفته است! 
این روزها لحن حرف هایم اینقدر جدی است  که خودم هم از خودم حساب میبرم... 
در اوج شادی هم قهقهه سر نمیدهم ! و تنها به لبخندی اکتفا می کنم !
 چه پیشوند عجیبی است کلمه خانم !!!
 همین که پیش اسمت می نشیند تمامی سرخوشی و دلخوشی هایت را می گیرد و به جایش وزنه وقار و متانت را  روی شانه ات می گذارد! 
نه اینکه تمامی این ها بد باشد،نه!
  فقط خداکند که وزنشان آنقدر سنگین نشود که دخترک حساس و شیرین درونم زیر سنگینی آن بمیرد ... 
امروز شاید روز من نباشد، 
 اما من همان دختر دیروزم ❤
 ______________________________________________ 
ممنون از همتون که تولدم رو تبریک گفتید:)) 
+شما هم تو عروسی حوصلتون سر میره؟ من اصلا حوصله ی عروسی رفتن ندارم،الانم اگه مجبور نبودم نمیومدم. از بچگی از عروسی رفتن بیزار بودم خو دوماد به عروس میرسه،عروسم به دوماد...این وسط من چرا خودمو خسته کنم خو؟!
نلیسا 🌠🌟 ۰
‏دنیای بی آرزو،
دنیای خوف انگیزی است،
و انسانِ بی آرمان، انسانی حقیر،
بسیار حقیر، و بسیار حقیر...

👤 نادر ابراهیمی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان